
جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد
گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت
بسیار مگویید که بسیار نباشد
آن بار که گردون نکشد یار سبکروح
گر بر دل عشاق نهد بار نباشد
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد
آهنگ دراز شب رنجوری مشتاق
با آن نتوان گفت که بیدار نباشد
از دیده من پرس که خواب شب مستی
چون خاستن و خفتن بیمار نباشد
گر دست به شمشیر بری عشق همان است
کانجا که ارادت بود انکار نباشد
از من مشنو دوستی گل مگر آن گاه
کم پای برهنه خبر از خار نباشد
مرغان قفس را المی باشد و شوقی
کان مرغ نداند که گرفتار نباشد
دل آینه صورت غیب است ولیکن
شرط است که بر آینه زنگار نباشد
سعدی حیوان را که سر از خواب گران شد
در بند نسیم خوش اسحار نباشد
آن را که بصارت نبود یوسف صدیق
جایی بفروشد که خریدار نباشد
سعدی
برچسبها: رنج_گنج , شب_صبح
تاريخ : شنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۱ | 19:1 | نویسنده : فاطمه محمدزاده شهانقی |
خوش آمدید
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
درشتی و نرمی
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
دست از طلب ندارم...
گفتم به چشم!
زنجیر را باور مکن...
قانون خریت
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
اندر دل من
خانه دوست
خانهاي داشته باشم پر دوست
خانه دوست کجاست
نرم ترمک می رسد اینک بهار
برآمد باد صبح و بوی نوروز
عید مبارک
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
